روش های صحیح مطالعه و انجام پروژه های عملی (ویژه دانشجویان معماری)

چند روش کاربردی برای تاپ شدن در دروس عملی و تئوری معماری

سلام بر تو دوست معمار و کارآفرینم. امروز می خوام راجب یه موضوع بسیار مهم باهات صحبت کنم. موضوعی که در طول تحصیل معماری همیشه جز دغدغه های اصلیت خواهد بود . حتما از سال بالایی هات شنیدی و کمک خواستی راجب اینکه چه جوری درس ها رو پاس کنی و با مشکل تکالیف زیاد سر و کله بزنی و صد در صد چند تا دوست داری که قلق های لحظه آخری رو برات گفتن و دیگه خیالت از بابت امتحانات تئوری راحته. خیلی خوبه، تبریک میگم. با اینکه اینا راه حلهای نسبتاَ ایمنی هست ولی برای کسی که هدف داره و  مثل گرفتن بهترین نمره تو یه درس خاص نه همه ی درسا، چندان کارساز نیست. یادتون باشه من خودم الان طرفدار آدم هایی ام که شاید دانشجوی متوسطه باشن در کل تحصیلات دانشگاهی ولی باید در کنار این متوسط بودن توی چند تا مهارت بهترین خودشون باشن و این مهارت ها می تونه شامل مدل سازی با نرم افزار باشه یا کارهای اسکیس و ماکت و یا زبان انگلیسی و  مهارتهای بیزنسی و  ارتباطات جمعی مؤثر. در اینجا می خواهم با سه اشتباه رایج در حین تحصیلات دانشگاهی با تمرکز روی رشته معماری باهات صحبت کنم و راهکارهای عملی رو برای عبور از این موانع رو بگم. اگر حاضری باهم شروع کنیم مرور این موارد رو.

چند تکنیک مطالعه رایج ولی بازدارنده

شب بیداری های دیوانه کننده طبیعه!

یادم ازهمان ترم اول معماری یاد گرفتیم که این یه چیز عادیه تو رشته معماری که چند شب متوالی بیدار بمونی تا صبح تا مثلاَ یه شیت راندو رو تموم کنی یا یه ماکت رو در حد تحویل موقت ارائه بدی. و من هم از این قضیه مستثنی نبودم. و همیشه باور راسخ داشتم که باید همه کارها رو خودم انجام بدم و اصلا هم معنی نداره کار رو بدم یکی دیگه واسم انجام بده و این شد که من و خیلی ها یک تصویر سوپرمن از خودمون ساختیم که می تونیم تن به هر سختی بدیم ولی آخرش بگیم این طراحی رو خودم انجام دادم. بعدها که فارغ التحصیل شدم و روی باورهام کار کردم و علت موفقیت و شکستهامو بررسی کردم به این نکته رسیدم که قرار نیست من تو همه چی عالی باشم ولی مسلماَ تو یک یا دو کار حتما باید یک یک باشم. مثلا من به شخصه تو مدیریت کردن یک کار و اینکه چه مسیری رو بچنیم تا بهترین کار رو ارائه بدم عالیم. و  تکنیکی که اینجا بدرد آدم هایی مثل من می خوره اسمش “برون سپاری بخشی” هست. یعنی من کلیت کار و قسمتهایی که توش متخصصم رو انجام بدم و در عوض بخشی از کار رو به دوستان یا افراد متخصص تر بسپارم.

خیلی خوب. میدنم که الان خواهید گفت آخه استادمون قبول نمی کنه! یا متوجه میشه که کار ما نبوده! درسته. ولی تجربه نشون میده این تکنیک در طولانی مدت کاری می کنه که شما کارآفرین در رشته خودتون باشید به جای کار برای بقیه. من حتی موارد خلاقانه تری هم شنیده بودم که مثلا شما با سپردن قسمتی از کار به کسی که ماهرتره نه تنها با کار حرفه ای آشنا میشید بلکه طی یک معاوضه دو طرفه شما هم قبول می کنید در قسمتهایی که مهارت دارید به طرف مقابل خدمات بدهید. و البته اگر سیستمی به قضیه نگاه کند این امر میتونه با کنار هم قرار دادن ورودی های مختلف در یک آتلیه کنار هم حل بشه- مثل روال آتلیه های دانشکده هنرهای زیبای تهران- و یا با انجام کارهای تیمی. چون در بازار کار آینده هم همین رواله حاکمه و به قول استیو جابز یه سیستم فقط قادره یکی مثل خودشو تولید کنه و این ضعفه بزرگه اغلب سیستم های آموزشیه که دانشجوها رو برای دنیای بیرون آماده نمی کنند.پس تکنیک برون سپاری و کارهای تیمی میتونه تضمین کنه خواب مفیدی که برای داشتن یک زندگی و ذهن سالم لازمه داشته باشی در عین حال که پروژه هات به موقع و به بهترین شکل آماده میشه. البته منکر این نیستم که گاهی به صورت موقت شب بیداری هایی لازمه برای راه اندازی بیزنس خودتون و نه الزاما برای نمره گرفتن در دانشگاه.

برای آشنایی با افراد حرفه ای در این زمینه که نه تنها تونستن یه تحصیلاتی هر چند مختصر داشته باشند ولی در عوض بهترین شرکت ها رو تأسیس کردن، پیشنهاد می کنم به مصاحبه جالب آقای ایلون ماسک(مدیر عامل تسلا) در تد تاک از طریق این لینک توجه کنی. و همچنین کتاب صوتی “پدر پولدار، پدر بی پول” مال رابرت کیوساکی رو از این سایت  دانلود کنی. و نیز داستان زندگی استیو جابز رو از طریق این لینک تماشا کن. این افراد از جمله افراد بسیار الهام بخش در زمینه عبور بسیار موفق از تحصیلات آکادمیک به بازار کار بودند. در کل دیدن مستند راز در اینجا رو به تمام کسانی که می خوان به رویاهاشون تحقق ببخشن بسیار توصیه می کنم.

من به معجزات شب آخری ایمان دارم!

می تونم حدس بزنم که همه دانشجوها دست کم یک بار این روش رو امتحان کردن و بعضی ها هم نه تنها سر بلند ازش بیرون اومدن بلکه اونو سرمشق زندگیشون قرار دادن. ولی باز می خوام کمی شما رو به چالش بکشم و در برابرتون مقاومت کنم. چون این روش نه تنها استرس زیادی رو براتون به همراه داره بلکه باعث میشه شرطی بشین و دیگه مسیرهای بهتر، مؤثرتر و حتی گاهی شیرین تر رو از دست بدین. و همیشه به دنبال اتفاقات باشین که از بیرون بیفته و زندگی شما رو متحول کنه. در حالی که بهترین و ماندگارترین تحولات همیشه باید از درون به بیرون جاری بشه. تجربه من این بوده که همیشه مطالعه داشتم از چندین روز قبل برای امتحان کتبی و تئوری ولی اینکه اونقدر که مطمئن باشم از خودم به پاسخگویی به تمام سئوالات چندان اتفاق نیفتاده. خوب من تو حفظیات چندان خوب نیستم و تا یه چیزی رو درک نکنم تو ذهنم به درستی نمیشینه. این روال ادامه داشت تا این که من 4-5 سال پیش با روش مطالعه صحیح و یادداشت برداری و مرور مطالب طی شرکت در کلاس های تند خوانی آشنا شدم و این موضوع نه تنها تحولی بزرگ در امتحان دادنهای من به وجود آورد بلکه علاقه من به کتاب خوندن به خصوص در حوزه کتابهای تأثیرگذار در زندگی و کارم بیشتر شد.

یادمه اولین بار این تکنیک ها رو تو امتحان جامع دکتری به کار بردم و نتیجه عالی گرفتم. من با وجود اینکه همیشه شاگرد سوم بودم ولی این بار رتبه یک امتحان جامع شدم. حتی تو امتحانهای ارتقاء پایه ی نظام هم که اخیراَ داشتم امتحانش کردم و نمراتم همه نزدیک به 100 شدند. دوست عزیز، من جزوه تندخوانی خودم رو در دو بخش مقدماتی و پیشرفته در اینجا در بخش دانلود ها به اشتراک میذارم و در مورد تکنیکهای خلاصه نویسی می تونی یک تیکت به تیم ما بفرستی در این قسمت و طی سه جلسه آموزشی بیست دقیقه ای آنلاین این مهارت فوق العاده مؤثر رو از تیم معمار دیتا یاد بگیری. خلاصه اینکه شب آخر ممکنه معجزه بیفته و تو با توان 1000 وات کار کنی یا دوستی پیدا کنی که تو امتحان بهت تقلب بده ولی به چه قیمتی! همیشه بهترین راهها اون هایی نیستند که همه میرند و تو باید انتخاب کنی که جزه 90 درصد متوسط ها هستی یا 10 درصد برترین ها.

من دقیقه نودی ام!

و اما مهم ترین و پرتکرارترین تکنیک اشتباهی که مطمئناَ همه تون باهاش آشنا هستین و شاید هم اعتقاد راسخ دارین بهش “دیقه نودی بودنه”. حتی منم بعضی ها رو دیدم با افتخار این تکنیک رو به خودشون نسبت می دهند و میگن من همیشه از این روش استفاده کردم و نتیجه گرفتم. یعنی همه کارها رو با سرعت بالا در لحظات آخر مونده به تحویل یا امتحان انجام بدی. خود من هم کم کم داشتم بهش ایمان می آوردم که با کمک مطالعه کتابهایی از نویسندگان شهیر در حوزه مدیریت زمان و برنامه ریزی همچون برایان تریسی و استفان کاوی متوجه شدم زهی خیال باطل، قرار نیست هر کار ضروری و غیر ضروری و مهم و غیر مهم همه رو به صورت فورس ماژور انجام بدی. و اینکه چقدر تکنیک هست که شاید اولش سخته که به عادت تبدیل اش کنی ولی بعدا کلی نتایج عالی ازش میگیری. از جمله کتاب “هفت عادت مردمان مؤثر” مال کاوی که در اونجا با جدولی به نام الویت بندی کارها آشنا شدم این کتاب رو  می تونی در این قسمت دانلود کنی. همچنین با کمک کتاب “بازآفرینی”  مال بریان تریسی( دانلود از این لینک) و کلیپ های بی نظیر تریسی تونستم با برنامه ریزی و هدفگذاری اصولی آشنا بشم. این کلیپ ها رو می تونی از سایت رویال مایند از اینجا تماشا کنی و یکی از کتابهای صوتی ایشون به نام میلیونرهای خود ساخته رو از این لینک رایگان تهیه کنی.

تا یادم نرفته بگم من طی شرکت در یک دوره هدف گذاری توسط اساتید برتر ملی و بین المللی، تکنیکهای رو یاد گرفتم که باعث شد چندین موفقیت رو با بکاربردن چند تکنیک ساده بدست بیارم. ازجمله موفقیتهام گرفتن 8160 یورو بورسیه از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود برای فرصت مطالعاتی خارج از کشور. برای آشنایی بیشتر با این تکنیک ها لطفا از این قسمت برای تیم من تیکت بذار تا جلساتی مشاوره ای سه جلسه ای به صورت ویدیو کال داشته باشی و انشاله بسیار قدرتمند اهدافت رو بنویسی و به اجرا در بیاری. خلاصه این که شاید تکنیک غلط لحظه آخری تا امروز برات جواب داده ولی آیا دوست داری در سطح باقی بمونی به جای داشتن دو بال برای پرواز. یه استاد داشتم که می گفت کسانی که اول به دنبال آسایش هستند بعداَ دچار سختی می شوند ولی افرادی هستند که با تحمل سختی های یک آموزش ضروری در ابتدا به خوبی کنار میان، یک عمر با آسایش و سربلندی زندگی می کنند. پس این مانع “دیقه نودی” رو با یادگرفتن مدیریت زمان و الویت بندی فعالیتها در کنار هدف گزاری حرفه ای برای همیشه کنار بذار.

خوب تا اینجا یاد گرفتیم که غلبه بر این سه تکنیک اشتباره رایج (شب بیداری، شب آخری و دیقه نود)چقدر میتونه در زندگی ما تحول آفرین باشه. اینجا می خواهم یه رازی رو بهتون بگم تا برای همیشه تو زندگی و کسب و کار و رشته تون مثل ستاره بدرخشید و اون هم اینکه “دور و برت رو پر کن از افراد موفق و کار بلد” و این جمله بی نظیر رو به یاد داشته باش:

“اگر در اتاقی هستی که از همه  باهوش تری، به احتمال زیاد در مکان درستی قرار نگرفتی!”

ممنون که همراه من بودی .

شاد شاد باشی و همیشه مثل یک “قهرمان مشتاق و توقف ناپذیر” در میدانهای زندگی حاضر بشی.

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0